سرزمینی که در وجودم بود
-
تاریخ: 1396/11/1 ساعت: 16:09
یک نفر در من است بغضآلود از شرایط، عمیق ناخشنود یک نفر در من است چون فریاد نوجوانی که میشود مفقود یک نفر تیر خورده میافتد از درون با خیانتی مشهود یک نفر را به زور میبردند بیشرفهای هار زهرآلود یک نفر دیگر از من آب شده پشت یک سدّ نابجا بر رود یک نفر خواب، یک نفر مرده یک نفر از دیار خود مطرود یک نفر تو...
گلدان
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:28
گلدان من خودم نیستم اما تو ... عجیب است منی در دلم هستی و آرام مرا میشکنی ریشهات ضربهی نرمیست به بیحجمی من آه ای قاتل خوش رنگ! گل خواستنی دارم آرام تـَرک میخورم و میروی و ... ای درون همهی باغچهها کاشتنی من تهی میشوم اما تو خودت میدانی نیست از خاطر من یاد تو برداشتنی نبض من رویش و بالیدن و شادابی توس...
اسیر
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:28
اسیر برگرد؛ تمام جادهها طی شده است سرد است هوای کوچهها دی شده است با موی شرابیات بیا گرم شویم خیّام ِ دلم اسیر این مِی شده است شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۶ |
صادقترین
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 20:02
باز هم مرداد تلخ ... سخت بیمارم هنوز سرد و بیجان است و زرد؛ رنگ و رخسارم هنوز دستهایم را بگیر جان بگیرم اندکی در کنارم هستی و ضعف و تب دارم هنوز آخرین دیدار ماست؛ روز رفتن ... صبح زود در سکوتی سهمگین با تو بیدارم هنوز هفت سال از رفتنت (بودنت) - صادق - گذشت میدرخشی روز و شب توی افکارم هنوز آه! ای صاد...
معتاد
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 20:02
چندیست به تفسیر سخن مشتاقی مشغول کلام و وعظ و استنطاقی آلودهی اخبار و جناح چپ و راست معتاد نتیجه گیری اخلاقی
چیزی که شعر میشود
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 20:02
مانند یک سرودهی زیبای ناتمام در من کسی تمام خودش را نریخته خودکار و کاغذ و من ِ یک فصل در سکوت چیزی که شعر میشود از من گریخته
زمستان
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 20:02
دوباره دست تو را سردِ سرد میگیرد و قلب خاطرههای تو درد میگیرد و بیخیال قدم میزنی زمستان را و شهر شکل قدمهای مَرد میگیرد
خواب
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 20:02
مثل یک قرص خورده میشوی و در تنت خواب برده میشوی و مثل یک بازه از زمان ابد لحظهها را شمرده میشوی و مثل هر روز مثل هر ساعت مردهای باز مرده میشوی و خودکشی میبرد تو را با خود در حوادث فشرده میشوی و لای اخبار اجتماعی تلخ بارها خاک خورده میشوی و ...
صبح
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 20:02
گفتی سراب پوچم و تخریب میشوم؟ صبحم که با طلوع تو تعقیب میشوم آنقدر طعم روشنیات را چشیدهام از هر چه ترس و دلهره تکذیب میشوم این فصل هر چه سرد که باشد هراس نیست من بیشتر به سوی تو ترغیب میشوم دارد بهار میرسد از راه و باز هم با دشت و باغ و منظره ترکیب میشوم هر روز داغ ِ داغ تو را میبرم به کام دیوانهوار...
گره
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 20:01
آمدم سیزده دربدرم را به طبیعت ببرم تا هوایی بخورد از علف و دشت و بیابان به سرم دیدم این مردم سر شاد عمیقاً دلشان پر گله است هر چه روییدنی و سبز و زمینی ست گره در گره است یک نفر سبزه پروردهی خود را گره کور زده آخرین دسته گلش را به سر مشکل کنکور زده عاشقی در طلب خانه و معشوقه و پول از هستی بوتههای چمن...
التهاب
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 20:01
دارد هوای خانه مه آلود میشود سیگار می کشی و تنت دود میشود هی سرفه؛ سرفه ... تو هی سرفه میکنی لعنت به عشق! با ریههایت چه میکنی؟! گــُم کردهای تمام خودت را در این اتاق دیوار و تخت و شیشهی مشروب و اختناق از بس که قصههات تو را در خودت شکست از بس که مست میشوی و مستِ مستِ مست دیوانهوار از بدنت طرد میشوی ر...
کاش ...
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 20:01
چون راهزنی به خیمه ی دل زده بود ای کاش نقاب بر شمایل زده بود با هر مژه اش تیر به قلبم میزد بدجور بلاگرفته ریمل زده بود
خیالها
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 20:01
لبریز تو اَم پر از ریاضی هستم امروز فقط با تو موازی هستم 83 درصد از من عاشق شده است درگیر خیالهای فازی هستم - - - - - - - - - - - میرفت مسافری که بیمقصد بود زیبایی چشمهای او بیحد بود سرمست و پر التهاب از کوچه گذشت معشوقهی بالای 90 درصد بود!