
با چشم و نگاه و گونهات مأنوسمپیشانی و لبهای تو را میبوسمهر جا بروی تجربهات خواهم کردمن مرد خیابانی نامحسوسم...
ادامه مطلب
مانند باد میروم از کوچههای شهر با دود و سرب حاملهام از هوای شهر هر روز پشت پنجرههایی که بستهاند آواره در جهنم آجرنمای شهر میپیچم از درون به خودم مثل گردباد هی بغض میشود به گلویم صدای شهر ...
ادامه مطلب
چندیست به تفسیر سخن مشتاقی مشغول کلام و وعظ و استنطاقی آلودهی اخبار و جناح چپ و راست معتاد نتیجه گیری اخلاقی...
ادامه مطلب