درخت سُرخم و از من شراب میریزد
ز شاخه شاخهی من پیچ و تاب میریزد
چقدر میوهی آتش رسیده بر جانم
اگر مرا بتکانی عذاب میریزد
به جای برگ، تنم تکه تکه پاییز است
که زرد و سرخ و پر از التهاب میریزد
مسیر ریشهی من در کویر سوزانیست
که قطره قطره مرا در سراب میریزد
سراب زندگیام را بنوش ای طوفان
که از تمام وجودم شراب میریزد
برچسب:
نویسنده: مهتاب صالحپور