مثل "یک مدت نخواهم بود" رفتن، خوب نیست
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 18:52
سكوت ♥ برای زیباترینهای زندگیام ♥ همیشه مرز جنون با خیال، باریک است نوشتههای تازه سایهها بیآهنگ در دلم افتاده میمانی و داری میروی هر چه میروم مانند دریا در صدفها وهم سکوت وهم فصل کوچ چنار مثل "یک مدت نخواهم بود" رفتن، خوب نیست آرشيو نوشتهها خرداد ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ تیر ۱۴۰۰ ف...
چنار
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 18:52
سكوت ♥ برای زیباترینهای زندگیام ♥ همیشه مرز جنون با خیال، باریک است نوشتههای تازه سایهها بیآهنگ در دلم افتاده میمانی و داری میروی هر چه میروم مانند دریا در صدفها وهم سکوت وهم فصل کوچ چنار مثل "یک مدت نخواهم بود" رفتن، خوب نیست آرشيو نوشتهها خرداد ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ تیر ۱۴۰۰ ف...
فصل کوچ
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 18:52
سكوت ♥ برای زیباترینهای زندگیام ♥ همیشه مرز جنون با خیال، باریک است نوشتههای تازه سایهها بیآهنگ در دلم افتاده میمانی و داری میروی هر چه میروم مانند دریا در صدفها وهم سکوت وهم فصل کوچ چنار مثل "یک مدت نخواهم بود" رفتن، خوب نیست آرشيو نوشتهها خرداد ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ تیر ۱۴۰۰ ف...
وهم
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 18:52
سكوت ♥ برای زیباترینهای زندگیام ♥ همیشه مرز جنون با خیال، باریک است نوشتههای تازه سایهها بیآهنگ در دلم افتاده میمانی و داری میروی هر چه میروم مانند دریا در صدفها وهم سکوت وهم فصل کوچ چنار مثل "یک مدت نخواهم بود" رفتن، خوب نیست آرشيو نوشتهها خرداد ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ تیر ۱۴۰۰ ف...
وهم سکوت
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 18:52
سكوت ♥ برای زیباترینهای زندگیام ♥ همیشه مرز جنون با خیال، باریک است نوشتههای تازه سایهها بیآهنگ در دلم افتاده میمانی و داری میروی هر چه میروم مانند دریا در صدفها وهم سکوت وهم فصل کوچ چنار مثل "یک مدت نخواهم بود" رفتن، خوب نیست آرشيو نوشتهها خرداد ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ تیر ۱۴۰۰ ف...
مانند دریا در صدفها
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 18:52
سكوت ♥ برای زیباترینهای زندگیام ♥ همیشه مرز جنون با خیال، باریک است نوشتههای تازه سایهها بیآهنگ در دلم افتاده میمانی و داری میروی هر چه میروم مانند دریا در صدفها وهم سکوت وهم فصل کوچ چنار مثل "یک مدت نخواهم بود" رفتن، خوب نیست آرشيو نوشتهها خرداد ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ تیر ۱۴۰۰ ف...
هر چه میروم
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 18:52
سكوت ♥ برای زیباترینهای زندگیام ♥ همیشه مرز جنون با خیال، باریک است نوشتههای تازه سایهها بیآهنگ در دلم افتاده میمانی و داری میروی هر چه میروم مانند دریا در صدفها وهم سکوت وهم فصل کوچ چنار مثل "یک مدت نخواهم بود" رفتن، خوب نیست آرشيو نوشتهها خرداد ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ تیر ۱۴۰۰ ف...
در دلم افتاده میمانی و داری میروی
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 18:52
سكوت ♥ برای زیباترینهای زندگیام ♥ همیشه مرز جنون با خیال، باریک است نوشتههای تازه سایهها بیآهنگ در دلم افتاده میمانی و داری میروی هر چه میروم مانند دریا در صدفها وهم سکوت وهم فصل کوچ چنار مثل "یک مدت نخواهم بود" رفتن، خوب نیست آرشيو نوشتهها خرداد ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ تیر ۱۴۰۰ ف...
بیآهنگ
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 18:52
سكوت ♥ برای زیباترینهای زندگیام ♥ همیشه مرز جنون با خیال، باریک است نوشتههای تازه سایهها بیآهنگ در دلم افتاده میمانی و داری میروی هر چه میروم مانند دریا در صدفها وهم سکوت وهم فصل کوچ چنار مثل "یک مدت نخواهم بود" رفتن، خوب نیست آرشيو نوشتهها خرداد ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ تیر ۱۴۰۰ ف...
سایهها
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 18:52
سکوت بود و زمستان؛ سکوت بود و سکوت ... نشسته بودم و چشمم به سایههای تو بود دو سایه از بدنت در تناقضی آرام شبیه عشق نهان در گلایههای تو بود --- در آستانۀ در، سایهای به سمت بُرون که نور خانه تو را یک غریبه میدانست و سایهای دگر که تو را میکشید تا تن من که ماه همچو نگهبان خانه میمانست --- نفس کشی...
وهمxa0 سکوت
-
تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 0:41
گاهی از خیال، مست میشومفکر میکنم همان که نیست، هستمیشود سکوت محض را شنیدمیشود کنار هیچ کس نشست گاه شکل هیچ، در هوای هیچاز خودم کمی عبور میکنمچند گام در سکوت میروممثل یک شبح ظهور میکنم با هجوم یک شبح شبیه خویشتند میدوم به سمت پرتگاهمیپرم به عمق عمق یک سکوتمیپرد شبح ولی به اشتباه! میپرم از آن خیال و ن...
مانند دریا در صدفها
-
تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 0:41
هر گاه میآیی به این ساحل به این دریادلشوره داری حال و احوالت پریشان استمانند چشمانت، افق تاریک و ناآرامموجی که میآید به دنبالت پریشان است..تصویر تکراری ست؛ تنهایی، افق، دریاخرچنگها، ساحل، شناور، موج، دلتنگیانگار در سرتاسرت غرقاند کشتیهابا دزد اقیانوس آرامت که میجنگی..با خود به ساحل میکشانی خاطراتت ر...
هر چه میروم
-
تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 0:41
هر چه میروم، هنوز هسترنگ چشمهای روشنتمثل پیچکی هنوز و منمثل در بغل فشردنت ای نمیشود-ترین که بودای نمیتوان-ترین که هستکوهی از امید بودهامصخره صخرهام ز هم گسست من به شکل کوچ زندهاممیروم به سمت آفتابهر چه میروم، هنوز هستچهرهات درون این سراب ای خیال! ای امید تلخلحظهای درنگ کن، بایستمیروی و ذره ذرهامدرد ...
اینجا نیا
-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 14:20
اینجا نیا گاهی شبیه برفگاهی شبیه خیسی باران نمنمی...گاهی به شکل گللبریز قطرههای درخشان شبنمی...گاهی که نیستیهستی!نبودنت که نبودن نمیشودترکیبی از تمام هوسهای مبهمی...اینجا نیا!برای تو دلتنگ میشومای مهربان دورزیباترین خیال و فریباترین غمی...اینجا نیا!که رد نگاهت به روی شعرمیماند ای بهشت در ابعاد آدمی ...
در قلب من هستی
-
تاریخ: 1400/12/1 ساعت: 20:55
حتی اگر در دستهایت جای گیردحتی اگر در پیش چشمت پای گیردهرگز نخواهی یافتبا درد میآید- همچون زمستان -فصل خوشبختی باور نخواهی کرد میخواهمباور نخواهم کرد سرسختی ... مانند برگشتن به ایرانیمانند برلین دوستت دارمدر قلب من هستیولی آنسوی دیوار ای مهربانای همنفسای درد بسیار دیوانگی یک چاره دارد- گر چه دشوار -...
بینشان
-
تاریخ: 1400/11/13 ساعت: 20:36
بینشان مینویسم خویش را، درگیر باور نیستمبیکتابم؛ بیقلم، بیخط و دفتر نیستم بینشان، بیادّعا، بیخواستن، بیمعجزهبیهیاهو؛ عین کفّارم، پیمبر نیستم جَبر یا هر چیز دیگر؛ عشق، ایمان یا خیالبهترین یا بدترین یا خیر یا شر نیستم کولهبارم خالی از رهتوشه اما میرومبینیازم؛ من که از دنیای دیگر نیستم میروم دنبال بودن...
دو قصه از شب یلدا
-
تاریخ: 1400/11/13 ساعت: 20:36
من از تبار پرستو، تو از تبار بهارهمیشه عاشق هم بودهایم در دو مدارمن از سفر به غروبم تو در سفر به طلوعدو رهگذر، دو مسافر، نشسته در دو قطار دو همنفس، دو « پر از خواستن » دو مشکل همدو حسّ سرخ و نجیبانه در مقابل همتو از شکفتن و باران، من از وزیدن و برگدو روح در تن یک گـُل، دو ریشه در دل هم دو ساقه در دل...
صبح یلدا
-
تاریخ: 1400/11/13 ساعت: 20:36
صبح یلدا یاد لبخند و نگاه و چشم زیبایت بخیریاد آن دیوانگیها ... صبح یلدایت بخیر! چهارشنبه یکم دی ۱۴۰۰ | Adblock test (Why?)
شهریور
-
تاریخ: 1399/9/1 ساعت: 9:41
شهریور در من نفسی چو برگها آویزاندر تندی بادهای پیش از بارانشهریور عریان و شبی پاییزیفصلی که فرو ریختم از تابستا
نیمه ابری
-
تاریخ: 1399/9/1 ساعت: 9:41
هستی اما کجای من هستی؟من تواَم یا تو جای من هستی؟ دور و نزدیک میشویم از همکلّ جغرافیای من هستی پیشِ رو، حسّ رفتن از این شهرپشت سر، ردّ پای من هستی همزمان در سکوت و فریادیهر نفس همنوا