سكوت
♥ برای زیباترینهای زندگیام ♥
همیشه مرز جنون با خیال، باریک است
نوشتههای تازه
سایهها
بیآهنگ
در دلم افتاده میمانی و داری میروی
هر چه میروم
مانند دریا در صدفها
وهم سکوت
وهم
فصل کوچ
چنار
مثل "یک مدت نخواهم بود" رفتن، خوب نیست
آرشيو نوشتهها
خرداد ۱۴۰۵
اردیبهشت ۱۴۰۵
اردیبهشت ۱۴۰۴
تیر ۱۴۰۰
فروردین ۱۴۰۰
اسفند ۱۳۹۹
دی ۱۳۹۹
آذر ۱۳۹۹
تیر ۱۳۹۹
فروردین ۱۳۹۹
تیر ۱۳۹۸
فروردین ۱۳۹۸
اسفند ۱۳۹۷
بهمن ۱۳۹۷
آذر ۱۳۹۷
شهریور ۱۳۹۷
مرداد ۱۳۹۷
تیر ۱۳۹۷
خرداد ۱۳۹۷
دی ۱۳۹۶
آبان ۱۳۹۶
فروردین ۱۳۹۶
بهمن ۱۳۹۵
مرداد ۱۳۹۵
تیر ۱۳۹۵
اسفند ۱۳۹۴
آذر ۱۳۹۴
مهر ۱۳۹۴
مرداد ۱۳۹۴
تیر ۱۳۹۴
اسفند ۱۳۹۳
آذر ۱۳۹۳
آبان ۱۳۹۳
شهریور ۱۳۹۳
مرداد ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
آرشيو
وهم
در نیمهخواب بودم و ناگاه دیدمت از موجها و صخره و طوفان شنیدمت در این جزیره، کوهی و آن سوی کوه، تو ای بهترین خیال که خود آفریدمت هم قطره قطره پاک و زلالی شبیه آب هم شعله شعله گرم و صمیمی چو آفتاب مانند آسمانی و دریا و کوه و دشت مانند گل لطیف و شکوفا و بینقاب تتها تو ماندهای و خیالت برای من ای وهم عاشقانهی انسان نمای من میخوانیام به سمت خودت میکشانیام آه ای سراب تازهی احساسهای من! ای هیچ عاشقانهی زیبای بیدوام ای با سکوت و صحبت و فریاد همکلام آن سوی موجها و تپشهای ناتمام دارد غروب میکند آن ماه نقره فام این سوی کوه ساحل سرسخت سنگها خاکستری ست طیف افقها و رنگها دنبال ساحل آمدهام ساحلی شنی آرام خودکشی کنمت با نهنگها جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۹ | Weblog Themes By Blog Skin
برچسب:
نویسنده: مهتاب صالحپور