سكوت
♥ برای زیباترینهای زندگیام ♥
همیشه مرز جنون با خیال، باریک است
نوشتههای تازه
سایهها
بیآهنگ
در دلم افتاده میمانی و داری میروی
هر چه میروم
مانند دریا در صدفها
وهم سکوت
وهم
فصل کوچ
چنار
مثل "یک مدت نخواهم بود" رفتن، خوب نیست
آرشيو نوشتهها
خرداد ۱۴۰۵
اردیبهشت ۱۴۰۵
اردیبهشت ۱۴۰۴
تیر ۱۴۰۰
فروردین ۱۴۰۰
اسفند ۱۳۹۹
دی ۱۳۹۹
آذر ۱۳۹۹
تیر ۱۳۹۹
فروردین ۱۳۹۹
تیر ۱۳۹۸
فروردین ۱۳۹۸
اسفند ۱۳۹۷
بهمن ۱۳۹۷
آذر ۱۳۹۷
شهریور ۱۳۹۷
مرداد ۱۳۹۷
تیر ۱۳۹۷
خرداد ۱۳۹۷
دی ۱۳۹۶
آبان ۱۳۹۶
فروردین ۱۳۹۶
بهمن ۱۳۹۵
مرداد ۱۳۹۵
تیر ۱۳۹۵
اسفند ۱۳۹۴
آذر ۱۳۹۴
مهر ۱۳۹۴
مرداد ۱۳۹۴
تیر ۱۳۹۴
اسفند ۱۳۹۳
آذر ۱۳۹۳
آبان ۱۳۹۳
شهریور ۱۳۹۳
مرداد ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
آرشيو
وهم سکوت
گاهی از خیال، مست میشوم فکر میکنم همان که نیست، هست میشود سکوت محض را شنید میشود کنار هیچ کس نشست گاه شکل هیچ، در هوای هیچ از خودم کمی عبور میکنم چند گام در سکوت میروم مثل یک شبح ظهور میکنم با هجوم یک شبح شبیه خویش تند میدوم به سمت پرتگاه میپرم به عمق عمق یک سکوت میپرد شبح ولی به اشتباه! میپرم از آن خیال و ناگهان شهرها و کوچهها و خانهها ... بامها و شاخهها پر از سکوت خالی از پرنده آشیانهها خالی از خیال، پرسه میزنم میربایم از کسی خیال را از سکوت او فرار میکنم میبرم به خانهام محال را خانهام میان کوه و جنگل است چشمهها و رودها و دشتها من سکوت قلهام، صدای باد داستان پوچ سرگذشتها داستان ما تمام میشود شکل وَهم دوردست میشویم فکر میکنیم آنکه نیست، هست از خیال، مستِ مست میشویم جمعه یکم اسفند ۱۳۹۹ | Weblog Themes By Blog Skin
برچسب:
نویسنده: مهتاب صالحپور