هستی اما کجای من هستی؟
من تواَم یا تو جای من هستی؟
دور و نزدیک میشویم از هم
کلّ جغرافیای من هستی
پیشِ رو، حسّ رفتن از این شهر
پشت سر، ردّ پای من هستی
همزمان در سکوت و فریادی
هر نفس همنوای من هستی
همصدا، همسکوت، همپرواز
همنشین، همهوای من هستی
نیمه ابری ، هوای پاییزی
آسمان-تکههای من هستی
مثل باران، شمالیات هستم
استوایی! دمای من هستی ...
برچسب:
نویسنده: مهتاب صالحپور