خرید بک لینک

مانند باد میروم از کوچههای شهر

با دود و سرب حاملهام از هوای شهر

هر روز پشت پنجرههایی که بستهاند

آواره در جهنم آجرنمای شهر

میپیچم از درون به خودم مثل گردباد

هی بغض میشود به گلویم صدای شهر

تا مرز آتشین جنون سوق داده است

حتی دمای عاطفهام را دمای شهر

باید وزید و رفت به دنیای تازهتر

با قصهای بزرگتر از ماجرای شهر

آنقدر دور دور که پیدا شود کسی

بیرونتر از حوالی ناآشنای شهر

آنجا به شکل رقص درآیم رها شوم

در موی دختران دهاتی به جای شهر

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 22:07

صفحه بندی