خرید بک لینک

آمدی شعر شدی تا به غزلهای خودم برگشتم

با تو ای نابترین! خوب به معنای خودم برگشتم

آنچنان تابش گرمت به وجودم تب شیدایی ریخت

مثل یک غنچه به آن حال شکوفای خودم برگشتم

مثل یک دشت که از بارش باران به خودش میآید

با تو روییدم و سرسبز به دنیای خودم برگشتم

آمدی گرمی آغوش تو سرچشمه آرامش بود

از تو جوشیدم و چون رود به صحرای خودم برگشتم

یافتم گوهر نابی که نهان در دل تاریکی بود

خیره در موج نگاهت که به ژرفای خودم برگشتم

ماه من! کشتی آن ساحل شن را تو رهایش کردی

وقتی از جاذبهات باز به دریای خودم برگشتم

عشق! ای عشقترین عشق! چه صیاد عجیبی هستی

حس خوبی ست که در دام تو با پای خودم برگشتم ...

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 22:07

صفحه بندی