بخند
ای گل زیبا
چه نازنین هستی
میان اینهمه شک عطری از یقین هستی
زلال چشمهی عشقی و من عطش دارم
تو بهترین فوَران از دل زمین هستی
دلم به سرخترین شکل خود درآمده است
تپش تپش که در این سینه در طنین هستی
همیشه در تپشی گر چه سخت خاموشی
اگر چه آینهای، سخت و آهنین هستی
تو از کجای زمینی تو از کدام بهشت
که هم فرشته و دیوانه اینچنین هستی؟
برچسب:
نویسنده: مهتاب صالحپور