موج است و بیقرار به طغیان رسیده است
با یک نسیم عشق به طوفان رسیده است
کوهی که صخره صخره خودش را به باد داد
در عمق خود به معدن عصیان رسیده است
در ذهن خاک رویش سبزی ست از بهار
در این کویر، موسم باران رسیده است
وا کردهاند پنجرهها چشم خویش را
جانم هوای تازه به گلدان رسیده است
عصیان رویش است که طغیان موجها
از ریشهام به ساقه و شریان رسیده است
باید دوباره قد بکشم در بهار عشق
باید بایستم به تنم جان رسیده است
برچسب:
نویسنده: مهتاب صالحپور