هر چه میروم، هنوز هست
رنگ چشمهای روشنت
مثل پیچکی هنوز و من
مثل در بغل فشردنت
ای نمیشود-ترین که بود
ای نمیتوان-ترین که هست
کوهی از امید بودهام
صخره صخرهام ز هم گسست
من به شکل کوچ زندهام
میروم به سمت آفتاب
هر چه میروم، هنوز هست
چهرهات درون این سراب
ای خیال! ای امید تلخ
لحظهای درنگ کن، بایست
میروی و ذره ذرهام
درد میکشد تو را که نیست
برچسب:
نویسنده: مهتاب صالحپور