سكوت

متن مرتبط با «کاشی و سرامیک» در سایت سكوت نوشته شده است

مثل "یک مدت نخواهم بود" رفتن، خوب نیست

  • نیلوبلاگ

    سكوت ♥ برای زیباترین‌های زندگی‌ام ♥ همیشه مرز جنون با خیال، باریک است نوشته‌های تازه سایه‌ها بی‌آهنگ در دلم افتاده می‌مانی و داری می‌روی هر چه می‌روم مانند دریا در صدف‌ها وهم سکوت وهم فصل کوچ چنار مثل "یک مدت نخواهم بود" رفتن، خوب نیست آرشيو نوشته‌ها خرداد ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ تیر ۱۴۰۰ فروردین ۱۴۰۰ اسفند ۱۳۹۹ دی ۱۳۹۹ آذر ۱۳۹۹ تیر ۱۳۹۹ فروردین ۱۳۹۹ تیر ۱۳۹۸ فروردین ۱۳۹۸ اسفند ۱۳۹۷ بهمن ۱۳۹۷ آذر ۱۳۹۷ شهریور ۱۳۹۷ مرداد ۱۳۹۷ تیر ۱۳۹۷ خرداد ۱۳۹۷ دی ۱۳۹۶...

    ادامه مطلب
  • فصل کوچ

  • نیلوبلاگ

    سكوت ♥ برای زیباترین‌های زندگی‌ام ♥ همیشه مرز جنون با خیال، باریک است نوشته‌های تازه سایه‌ها بی‌آهنگ در دلم افتاده می‌مانی و داری می‌روی هر چه می‌روم مانند دریا در صدف‌ها وهم سکوت وهم فصل کوچ چنار مثل "یک مدت نخواهم بود" رفتن، خوب نیست آرشيو نوشته‌ها خرداد ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ تیر ۱۴۰۰ فروردین ۱۴۰۰ اسفند ۱۳۹۹ دی ۱۳۹۹ آذر ۱۳۹۹ تیر ۱۳۹۹ فروردین ۱۳۹۹ تیر ۱۳۹۸ فروردین ۱۳۹۸ اسفند ۱۳۹۷ بهمن ۱۳۹۷ آذر ۱۳۹۷ شهریور ۱۳۹۷ مرداد ۱۳۹۷ تیر ۱۳۹۷ خرداد ۱۳۹۷ دی ۱۳۹۶...

    ادامه مطلب
  • وهم

  • نیلوبلاگ

    سكوت ♥ برای زیباترین‌های زندگی‌ام ♥ همیشه مرز جنون با خیال، باریک است نوشته‌های تازه سایه‌ها بی‌آهنگ در دلم افتاده می‌مانی و داری می‌روی هر چه می‌روم مانند دریا در صدف‌ها وهم سکوت وهم فصل کوچ چنار مثل "یک مدت نخواهم بود" رفتن، خوب نیست آرشيو نوشته‌ها خرداد ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ تیر ۱۴۰۰ فروردین ۱۴۰۰ اسفند ۱۳۹۹ دی ۱۳۹۹ آذر ۱۳۹۹ تیر ۱۳۹۹ فروردین ۱۳۹۹ تیر ۱۳۹۸ فروردین ۱۳۹۸ اسفند ۱۳۹۷ بهمن ۱۳۹۷ آذر ۱۳۹۷ شهریور ۱۳۹۷ مرداد ۱۳۹۷ تیر ۱۳۹۷ خرداد ۱۳۹۷ دی ۱۳۹۶...

    ادامه مطلب
  • وهم سکوت

  • نیلوبلاگ

    سكوت ♥ برای زیباترین‌های زندگی‌ام ♥ همیشه مرز جنون با خیال، باریک است نوشته‌های تازه سایه‌ها بی‌آهنگ در دلم افتاده می‌مانی و داری می‌روی هر چه می‌روم مانند دریا در صدف‌ها وهم سکوت وهم فصل کوچ چنار مثل "یک مدت نخواهم بود" رفتن، خوب نیست آرشيو نوشته‌ها خرداد ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ تیر ۱۴۰۰ فروردین ۱۴۰۰ اسفند ۱۳۹۹ دی ۱۳۹۹ آذر ۱۳۹۹ تیر ۱۳۹۹ فروردین ۱۳۹۹ تیر ۱۳۹۸ فروردین ۱۳۹۸ اسفند ۱۳۹۷ بهمن ۱۳۹۷ آذر ۱۳۹۷ شهریور ۱۳۹۷ مرداد ۱۳۹۷ تیر ۱۳۹۷ خرداد ۱۳۹۷ دی ۱۳۹۶...

    ادامه مطلب
  • هر چه می‌روم

  • نیلوبلاگ

    سكوت ♥ برای زیباترین‌های زندگی‌ام ♥ همیشه مرز جنون با خیال، باریک است نوشته‌های تازه سایه‌ها بی‌آهنگ در دلم افتاده می‌مانی و داری می‌روی هر چه می‌روم مانند دریا در صدف‌ها وهم سکوت وهم فصل کوچ چنار مثل "یک مدت نخواهم بود" رفتن، خوب نیست آرشيو نوشته‌ها خرداد ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ تیر ۱۴۰۰ فروردین ۱۴۰۰ اسفند ۱۳۹۹ دی ۱۳۹۹ آذر ۱۳۹۹ تیر ۱۳۹۹ فروردین ۱۳۹۹ تیر ۱۳۹۸ فروردین ۱۳۹۸ اسفند ۱۳۹۷ بهمن ۱۳۹۷ آذر ۱۳۹۷ شهریور ۱۳۹۷ مرداد ۱۳۹۷ تیر ۱۳۹۷ خرداد ۱۳۹۷ دی ۱۳۹۶...

    ادامه مطلب
  • در دلم افتاده می‌مانی و داری می‌روی

  • نیلوبلاگ

    سكوت ♥ برای زیباترین‌های زندگی‌ام ♥ همیشه مرز جنون با خیال، باریک است نوشته‌های تازه سایه‌ها بی‌آهنگ در دلم افتاده می‌مانی و داری می‌روی هر چه می‌روم مانند دریا در صدف‌ها وهم سکوت وهم فصل کوچ چنار مثل "یک مدت نخواهم بود" رفتن، خوب نیست آرشيو نوشته‌ها خرداد ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ تیر ۱۴۰۰ فروردین ۱۴۰۰ اسفند ۱۳۹۹ دی ۱۳۹۹ آذر ۱۳۹۹ تیر ۱۳۹۹ فروردین ۱۳۹۹ تیر ۱۳۹۸ فروردین ۱۳۹۸ اسفند ۱۳۹۷ بهمن ۱۳۹۷ آذر ۱۳۹۷ شهریور ۱۳۹۷ مرداد ۱۳۹۷ تیر ۱۳۹۷ خرداد ۱۳۹۷ دی ۱۳۹۶...

    ادامه مطلب
  • وهمxa0 سکوت

  • نیلوبلاگ

    گاهی از خیال، مست میشومفکر میکنم همان که نیست، هستمیشود سکوت محض را شنیدمیشود کنار هیچ کس نشست گاه شکل هیچ، در هوای هیچاز خودم کمی عبور میکنمچند گام در سکوت میروممثل یک شبح ظهور میکنم با هجوم یک شبح شبیه خویشتند میدوم به سمت پرتگاهمیپرم به عمق عمق یک سکوتمیپرد شبح ولی به اشتباه! میپرم از آن خیال و ناگهانشهرها و کوچهها و خانهها ...بامها و شاخهها پر از سکوتخالی از پرنده آشیانهها خالی از خیال، پرسه میزنممیربایم از کسی خیال رااز سکوت او فرار میکنممیبرم به خانهام محال را خانهام میان کوه و جنگل استچشمهها و رودها و دشتهامن سکوت قلهام، صدای بادداستان پوچ سرگذشتها داستان ما تمام میشودشکل وَهم دوردست میشویمفکر میکنیم آنکه نیست، هستاز خیال، مستِ مست میشویم بخوانید...

    ادامه مطلب
  • هر چه میروم

  • نیلوبلاگ

    هر چه میروم، هنوز هسترنگ چشمهای روشنتمثل پیچکی هنوز و منمثل در بغل فشردنت ای نمیشود-ترین که بودای نمیتوان-ترین که هستکوهی از امید بودهامصخره صخرهام ز هم گسست من به شکل کوچ زندهاممیروم به سمت آفتابهر چه میروم، هنوز هستچهرهات درون این سراب ای خیال! ای امید تلخلحظهای درنگ کن، بایستمیروی و ذره ذرهامدرد میکشد تو را که نیست بخوانید...

    ادامه مطلب
  • دو قصه از شب یلدا

  • نیلوبلاگ

    من از تبار پرستو، تو از تبار بهارهمیشه عاشق هم بودهایم در دو مدارمن از سفر به غروبم تو در سفر به طلوعدو رهگذر، دو مسافر، نشسته در دو قطار دو همنفس، دو « پر از خواستن » دو مشکل همدو حسّ سرخ و نجیبانه در مقابل همتو از شکفتن و باران، من از وزیدن و برگدو روح در تن یک گـُل، دو ریشه در دل هم دو ساقه در دل باران، دو برگ در دل باددو عاشقانهی مزمن دو همزبانی حادشبیه صلح و نبردیم، مثل روز و شبیمشبیه دشمن خونی، شبیه عشق زیاد دو جنگجوی فروتن، دو دوستی، دو نبرددو سرزمین خیالی، دو بازماندهی درددو شهر دور و پر از مردمان شعبده بازدو قصه از شب یلدا، دو عاشقانهی سرد تو عاشقانهترینی و در خیال منیهمیشه هستی و زیبای ایدهآل منیچه داستان عجیبی! نمیرسیم به همهمیشه دوری و اندوه بیمثال منی بخ...

    ادامه مطلب
  • شهریور

  • نیلوبلاگ

    شهریور در من نفسی چو برگها آویزاندر تندی بادهای پیش از بارانشهریور عریان و شبی پاییزیفصلی که فرو ریختم از تابستا...

    ادامه مطلب
  • ناگهان در یک عبور

  • نیلوبلاگ

    مثل یک "دیوانه جان! من آمدم  تا ما شویم ..."میتوانی ناگهان در یک مکان پیدا شویم ناگهان در یک خیابان، ناگهان در یک عبور "دوستت دارم" ترین آغوش بیپروا شویم ای پر از "زیباترین انسانِ دور ...

    ادامه مطلب
  • مانند جغد زل زده ام در خیال تو

  • نیلوبلاگ

    برگشته از شمال و خزر از درخت و باغشاید بگیرد از من دیوانهتر سراغدنبال یافت می نشودهای تازهتریک روز دور شهر بگردیم با چراغ...

    ادامه مطلب
  • تولد

  • نیلوبلاگ

    فصلی که به شکل سیب و باران باشدنارنجی و سرخ و زرد و الوان باشداز بس که قشنگ است دلم میخواهدپاییز تولد درختان باشد...

    ادامه مطلب
  • تو باشی

  • نیلوبلاگ

    تو باشی، در دلم رنگین کمان دارمتو میتابی و من آرام میبارمبه من برگرد ای همگام ِ همبارانچرا از دستهایت دست بردارم؟تو باشی، گرم و آرامم پر از عشقمخودم میبینم این را توی رفتارممرا ترکیب کن با عم...

    ادامه مطلب
  • موسیقی آتش

  • نیلوبلاگ

    حس میکنم سکوت مرا میشناختیخود را به شکل عشق درونم نواختیموسیقی - ات تمام تنم را گرفته بودوقتی که شعله شعله مرا میگداختیپیچید شعلههای تو در سرزمین منطوفان آتشین! به وجودم که تاختیآنقدر داغ ِ داغ ت...

    ادامه مطلب
  • تو

  • نیلوبلاگ

    میخواستم یک رود باشم؛ رود!رودی که نجوایم تو باشی تو یک چشمه از زیباییات باشممفهوم و معنایم تو باشی توجاری شوم در دشت آغوشتاز عطر و زیباییت جان گیرمنیکوترین احساس من باشیدر بهترین مفهوم و تعبیرموقت...

    ادامه مطلب
  • بیپروا

  • نیلوبلاگ

    نمیدانستم این وحشیترین هم رام خواهد شدنمیدانستم این دل ساکن آن دام خواهد شدنمیدانستم ای صیاد زیبا عطر گل داریو از بوییدنت دنیای من آرام خواهد شدنمیدانستم از هر رد پایت مست و بیپروادلم چون قاصد...

    ادامه مطلب
  • حس تو

  • نیلوبلاگ

    اقرار کن ای تازهتر از باد بهاریخورشید تَنی، گل نفسی، ماه تباریاقرار کن ای چشمهی زیبایی و احساسآب است و شراب است و مذاب است که دارییک بار به روییدنت اقرار کن ای گلتا ریشه زنم پیش تو چون بوتهی خاری...

    ادامه مطلب
  • مانند کویر لوت

  • نیلوبلاگ

    مانند کویر لوت آتش بر تنخالی ز خداوندم و از اهریمناحساس جنون و عشق و بیپرواییچون مار خزیدهاند در حفرهی من...

    ادامه مطلب
  • خورشید

  • نیلوبلاگ

    دیدی نگاهت میکنم، بیوقفه تابیدی از اولین دیدار فهمیدم تو خورشیدی هر لحظه با من بینهایت مهربان هستی از نیمهی تاریک من هرگز نترسیدی ای گرم و روشن ای پر از احساس آرامش آغاز من هستی ندارم هیچ تردیدی مانند یک رنگینکمان میتابی از باران مانند حسی سبز در هر شاخه از بیدی نوری که در من زندگی را شعلهور کرده میخواهمت از دور ای زیبای تبعیدی...

    ادامه مطلب